فخر الدين الرازي
مقدمه 21
شرح الاشارات والتنبيهات
اضافه شود ، البتّه آن وقت است كه تشكيك در تشكيك راه مىاندازد وبه حقّ شايسته لقب « امام المشكّكين » مىگردد . وگوئى در « شرح إشارات » مجموعهاى از اين عوامل دست به دست هم داده كه أو در ايراد واعتراض افراط كرده و « شرح وتفسير » را به « جرح وتشكيك » مبدّل ساخته است وإلّا بسيارى از ايرادهائى كه أو در « شرح إشارات » بر ابن سينا وارد كرده واز آنها جواب نداده است همان ايرادات را در « المباحث المشرقيّة » طرح كرده واز آنها پاسخ داده است . أو احتمالا « شرح إشارات » را همزمان با « المباحث المشرقيّة » نوشته است ، زيرا هم در شرح إشارات از كتاب مباحث ياد كرده ، وهم در مباحث از شرح إشارات ذكرى به ميان آورده است « 1 » . بنابر اين أو پيش از طرح اشكالات از پاسخ آنها آگاهى داشته است ، پس چرا در « شرح إشارات » فقط آن اعتراضات را ذكر كرده واشارهاى به جواب آنها نكرده است . آيا انگيزه أو در شرح إشارات فقط اعتراض بر ابن سينا ودرهم شكستن قدرت وعظمت علمي أو بوده است يا انگيزه ديگرى داشته است ؟ واللّه عالم . خواجة نصير الدّين طوسي نيز در بعضي موارد از ايرادات فخر رازي اظهار تعجّب كرده است . به عنوان مثال در مسألهء اثبات نفس آنجا كه فخر رازي بر ابن سينا اشكال مىگيرد كه أو مىبايست روشن مىكرد كه آيا مقصود أو از « نفس » انسان همان « ذات » اوست يا نه ، مىگويد : « وينبغي أن يعلم أنّ هذا الرّجل أعظم قدرا من أن يجهل أمثال هذا ، لكنّه يتجاهل في كثير من المواضع تقرّبا إلى الجهّال » « 2 » . وآنجا كه در تعريف « جود » بر ابن سينا ايراد لفظي مىگيرد ، خواجة كه در همه جا با سعهء صدر ومتانت تمام از ايرادات أو جواب مىدهد وحتى كنايهها وتعريضهاى نيش دار أو را هم كريمانه تحمّل مىكند ، اينجا تاب نياورده واظهار مىدارد : « واعلم أنّ القدح في أمثال هذا الكلام - الّذى يستحسنه الخواصّ والعوام وجرى مجرى النّكت - بمثل ما ذكره هذا الفاضل لا يليق بأمثاله لأنّه يدلّ على صدوره عن عصبيّة أو حسد أو قلّة انصاف . حاشاه عن ذلك » « 3 » . ذكر اين نكته هم خالى از فايده نيست كه ايرادات وتشكيكات متعدّد وفراوانى كه فخر رازي در « شرح إشارات » بر فلاسفه وخصوصا ابن سينا وارد كرده همه از آن خود أو نيست ، بلكه در بعضي از آنها
--> ( 1 ) - ر . ك : فخر رازي ؛ « شرح إشارات » ( همين كتاب ) ؛ ص 166 و 367 و « المباحث المشرقيّة » ؛ ج 1 ؛ ص 198 . ( 2 ) - خواجة نصير الدّين طوسي ، « شرح إشارات » ، تهران ( انتشارات حيدرى ) 1378 ه ؛ ج 2 ؛ ص 298 . ( 3 ) - خواجة نصير الدين ؛ « شرح إشارات » ؛ ج 3 ؛ ص 146 .